السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)
45
تفسير هدايت (فارسى)
مىكند . » خداوند انسان را گمراه مىكند و علم او را اگر بدان عمل نكند از او مىستاند زيرا چنين كسى علم خود را رها كرده و به جهل گراييده است . و از هواى نفس خود پيروى كرده . در اين حال كسى را جز خدا كه او را هدايت كند نمىيابد . انسان از هواى خود پيروى مىكند و از بتان اطاعت مىنمايد بدين طمع كه او را يارى كنند . پندارد كه آنها نيرومند و توانا هستند . ولى نه چنين است . چون عذاب خدا در رسد از بتان هيچ كارى ساخته نخواهد بود . « وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ - و آنها را هيچ ياورى نيست . » نه در دنيا و نه در آخرت از معبودان دروغين نه يارى زايد و نه شفاعت آيد . و اين به معنى اين است كه انسان در زندگى خود به دو چيز نيازمند است . عقلى كه او را هدايت كند و نيرويى كه يارىاش كند . كسى كه از هواى نفس خود پيروى كند هر دو اينها را از دست خواهد داد . [ 30 ] خداوند به انسان مىگويد : اگر خواهى كه خدا را حقا بپرستى بايد از هر فشار و اجبارى اعراض كنى و فقط و فقط خدا را بپرستى و جان از لوث شرك پاكيزه گردانى . « فَأَقِمْ وَجْهَكَ / 54 لِلدِّينِ حَنِيفاً - به يكتاپرستى روى به دين آور . » « وجه » آشكارترين عضو است در نزد انسان . از اين رو از آن به موافقت وجهت سير كسى تعبير مىشود . وقتى مىگويند « توجهات فلانى » يعنى طريقه و سلوك او . قيام به معنى كمال است زيرا بهتر و برترين حالات انسان حالت قيام اوست . از اين رو در قرآن آمده است كه « اقم الصلات » براى بيان انجام آن به بهترين وجه كامل . در اين جا قرآن از كار دينى خالص و پاك از شايبههاى شرك با عبارت « اقم وجهك للدين » تعبير مىكند چون صرف پذيرفتن دين كافى نيست بلكه بايد